previos pageحضرت معصومه سلام الله علیها فاطمه دوم - محمد محمدی اشتهاردیnext page


4- پدرش به فدايش

يكى از فضايل حضرت زهرا (عليها السلام) اين است كه پيامبر (صلى الله و عليه و آله و سلم)در موارد متعدد، در شأن او فرمود:

فداها ابوها؛ پدرش به فدايش باد.(192)

اين تعبير بيانگر اوج مقام ارجمند حضرت زهرا (عليها السلام) است كه پيامبر اكرم (صلى الله و عليه و آله و سلم)در شأن او گفته است.

در مورد حضرت معصومه (عليها السلام) نيز نظير اين مطلب از پدرش امام كاظم (عليه السلام) روايت شده، در اين راستا به ماجراى جالب زير توجه كنيد:

مرحوم آيت‏الله مستنبط (داماد اول آيت‏الله العظمى سيد ابوالقاسم خويى) از كتاب كشف الئانى كه نسخه خطى آن در كتابخانه شوشترى‏هاى نجف اشرف موجود است، و تأليف دانشمند محقق صالح بن عرندس دانشمند قرن نهم هجرى مى‏باشد، چنين نقل مى‏كند:

عصر امام كاظم (عليه السلام) بود، روزى جمعى از شيعيان براى دريافت پاسخ از سوال‏هاى خود، به مدينه وارد شدند تا به محضر امام كاظم (عليه السلام) برسند، آن حضرت در مسافرت بود، نظر به اينكه آنها ناگريز به مراجعت بودند، پرسش‏هاى خود را نوشتند و به افراد خانواده امام كاظم (عليه السلام) تحويل دادند تا در سفر بعد، به آن نائل شوند، مدتى بعد هنگام خدا حافظى، ديدند حضرت معصومه (عليها السلام) پاسخ پرسش‏هاى آنها را نوشته و آماده كرده است، آنها شادمان شدند و آن پاسخ‏ها را دريافت كردند و به سوى وطن رهسپار شدند، در مسير راه به امام كاظم (عليه السلام) برخورد نمودند، و ماجرا را به عرض آن حضرت رساندند، امام كاظم (عليه السلام) آن نوشته را از آنها طلبيد و مطالعه كرد، پاسخ‏هاى حضرت معصومه (عليها السلام) را درست يافت، سه بار فرمود:

فداها ابوها؛ پدرش به فدايش باد.

با اينكه حضرت معصومه (عليها السلام) در آن هنگام خردسال بود، اين ماجراى جالب نيز، ما را به عظمت ويژه حضرت معصومه (عليها السلام) از نظر علم و معرفت آشنا مى‏كند، و در جاى خود بى‏نظير و استثنايى است.(193)

5- عالمه و محدثه و حجت امين امامان (عليهم السلام)

سيره حضرت معصومه (عليها السلام) در تاريخ گم شده است، علت آن خفقان شديد آن عصر، و ترس از نگارش زندگى اهل بيت (عليهم السلام) بوده است، در عين حال مى‏توان بعضى از مطالب را از آنچه به جا مانده شرح داد.

از ويژگى‏هاى حضرت معصومه (عليها السلام) اين بود كه به علوم اسلامى و آل محمد (صلى الله و عليه و آله و سلم)آگاهى داشت، و آن را براى ديگران و آيندگان، نقل مى‏كرد، و از راويان و محدثان به شمار مى‏آمد، چنان كه روايت قبل بيانگر اين مطلب است اين رو امام كاظم (عليه السلام) فرمود: پدرش به فدايش باد، در حدى كه وجود شريفش حجت و امين پدرش امام كاظم (عليه السلام) بود، چنان كه در فرازى از زيارتنامه غير معروفه او آمده:

السلام عليك يا فاطمه بنت موسى بن جعفر و حجه و امينه

سلام بر تو اى فاطمه دختر موسى بن جعفر (عليه السلام)، و حجت و امين موسى بن جعفر.(194)

بنابراين حضرت معصومه (عليها السلام) حجت و امانت دار پدرش اما كاظم (عليه السلام) بود، كه در اين صورت، حجت و امين خدا و حجت و نشانه اسلام و حافظ امانت الهى بود.

گرچه روايات آن حضرت به دست ما نرسيده، ولى اندكى از آن روايات را كه دست ما رسيده در اينجا مى‏آوريم:

1- در كتاب ارزشمند الغدير، به نقل از كتب متعدد اهل تسنن، حديث غدير و حديث منزلت از آن بانوى بزرگوار نقل شده است، به اين ترتيب:

... حدثتنا فاطمه و زينب و ام كلثوم بنات موسى بن جعفر، قلن حدثتنا فاطمه بنت جعفر بن محمد الصادق، حديثتنى فاطمه بنت محمد بن على، حدثتنى فاطمه بنت على بن الحسين، حديثتنى فاطمه و سكنيه ابنتا الحسين بن على، عن ام‏كلثوم بنت فاطمه بنت النبى، عن فاطمه بيت رسول الله و رضى عنها قالت:

انسيتم قول رسول الله (صلى الله و عليه و آله و سلم)يوم غدير خم من كنت مولاه فعلى مولاه و قوله (صلى الله و عليه و آله و سلم)انت منى بمزله هارون من موسى (عليه السلام)؛

دختران امام كاظم (عليه السلام) فاطمه (معصومه) و زينب و ام كلثوم گفتند: روايت كرد ما را فاطمه دختر امام صادق (عليه السلام)، او گفت: روايت كرد مرا فاطمه دختر امام باقر (عليه السلام) و او گفت: روايت كرد مرا فاطمه دختر امام سجاد، و او گفت: روايت كردند مرا فاطمه و سكينه دختران امام حسين (عليه السلام) و آنها گفتند: روايت كرد ما را ام كلثوم دختر فاطمه زهرا (عليها السلام) دختر پيامبر (ص)، و او از مادرش فاطمه زهرا دختر گرامى پيامبر (ص)، روايت كرده كه آن بانو در برابر غاصبين خلافت على (عليه السلام) فرمود:

آيا فراموش كرديد سخن رسول خدا (صلى الله و عليه و آله و سلم)در روز عيد غدير خم را كه فرمود: هر كس كه من مولا و رهبر او هستم، پس على (عليه السلام) مولا و رهبر اوست؟ و نيز به على (عليه السلام) فرمود: نسبت تو به من همانند نسبت هارون به موسى (عليه السلام) است.(195)

2- حضرت معصومه (عليها السلام) به همان سند روايت بالا، از حضرت زهرا (عليه السلام) نقل مى‏كند كه فرمود: از رسول خدا (صلى الله و عليه و آله و سلم)شنيدم فرمود: هنگامى كه به معراج رفتم، وارد بهشت شدم، در آنجا قصرى از در سفيد ميان خالى ديدم، كه در آن قصر، به در و ياقوت آراسته شده بود، و بر آن در، پرده‏اى آويخته بود، سرم را به سوى آن بلند كردم، ديدم بر روى آن در چنين نوشته شده است:

لا اله الا الله، محمدا رسول الله، على ولى القوم؛

خدايى جز خداى يكتا نيست، محمد رسول خداست، على رهبر قوم است.

و به آن پرده نگاه كردم ديدم در آن چنين ننوشته شده است:

بخ بخ من مثل شيعه على؟

به به! چه كسى همانند شيعه على (عليه السلام) (داراى مقامات عالى) است؟

وارد آن قصر شدم، در ميان آن، قصرى از عقيق سرخ ميان خالى ديدم، داراى درى از نقره، آرسته به زبرجد سبر بود، و بر آن در، پرده‏اى آويخته بود، سرم را بلند كردم، ديدم بر روى آن در چنين نوشته شده:

محمد رسول الله، على وصى المصطفى؛

محمد رسول خدا است، على وصى مصطفى است.

سپس در آن پرده ديدم چنين نوشته بود:

بشر شيعه على بطيب المولد

شيعه على را مژده بده كه پاكزاد است.

در ميان آن قصر رفتم، ديدم قصر ديگرى از زمرد سبز ميان خالى است كه زيباترين از آن نديده بودم، داراى درى از ياقوت سرخ، آراسته به در بود، پرده‏اى بر آن آويخته بود، سرم را بلند كردم و ديدم روى آن پرده چنين نوشته شده است:

شيعه على هم الفائرون

شيعيان على (عليه السلام) كسانى هستند كه رستگار مى‏باشند.

به جبرئيل گفتم: حبيبم جبرئيل، اين قصر از آن كيست؟ گفت: اين قصر از آن پسر عمو وصى تو على بن ابيطالب (عليه السلام) است، همه مردم در روز قيامت پابرهنه و عريان محشور مى‏شوند جز شيعيان على (عليه السلام)، در آن روز مردم به نام‏هاى ما در نشان خوانده شوند، جز شيعه على (عليه السلام) كه به نام‏هاى پدرانشان خوانده مى‏شوند، گفتم: اى حبيبم جبرئيل! منظور از اين سخن چيست؟ گفت:

لانهم احلوا عليا فطاب مولدهم

زيرا شيعيان، على (عليه السلام) در دوست داشتند از اين رو پاكزاده شدند.(196)

3- حضرت معصومه (عليها السلام) با چند واسطه از صفيه عمه رسول خدا نقل مى‏كند: وقتى كه امام حسين (عليه السلام) چشم به جهان گشود، رسول خدا (صلى الله و عليه و آله و سلم)به من فرمود: اى عمه! فرزندم را نزد من بياور، عرض كردم: هنوز او را پاكيزه نكرده‏ام، فرمود: اى عمه آيا تو مى‏خواهى او را پاكيزه كنى؟ همانا خداوند متعال او را پاك و پاكيزه نموده است.(197)

4- حضرت معصومه (عليها السلام) وقتى كه در ساوه بيمار شد، فرمود: مرا به قم ببريد، زيرا از پدرم شنيدم كه فرمود: قم مركز شيعيان ما مى‏باشد(198)

5- در كتاب اللولو الثمينه فى الاثار المعنعنه المرويه (كه در سال 1306 هجرى قمرى در مصر چاپ شده) چنين روايت شده:

... عن فاطمه بنت موسى بن جعفر، عن فاطمه بنت الصادق جعفر بن محمد، عن فاطمه بنت الباقر محمد بن على، عن فاطمه بنت السجاد على بن الحسين زين العابدين، عن فاطمه بنت ابى عبدالله الحسين، عن زينب بنت اميرالمؤمنين، عن فاطمه بنت رسول الله (ص)، قالت قال رسول الله: الا من مات على حب آل محمد مات شهيدا

فاطمه (معصومه) دختر امام كاظم، و او از فاطمه دختر امام صادق و او از فاطمه دختر امام باقر، و او از فاطمه دختر امام سجاد، و او از فاطمه دختر امام حسين، و او از زينب دختر على، و او از فاطمه زهرا دختر رسول خدا (صلى الله و عليه و آله و سلم)روايت كرد كه رسول خدا فرمود: آگاه باشيد كسى كه با حب آل محمد از دنيا رفت، شهيد از دنيا رفت، شهيد از دنيا رفته است.(199)

توجه به مضمون اين پنج روايت بيانگر آن است كه حضرت معصومه (عليها السلام) با پيام‏هاى خود حقانيت تشيع را ابلاغ مى‏كند، و نسبت به شيعيان على (عليه السلام) ابراز علاقه مى‏نمايد، و پاداش‏هاى آنها را بيان مى‏كند تا آنها را در راستاى آرمان‏هاى مقدس تشيع، استوار باشند.

6- حرم حضرت معصومه (عليها السلام) تجليگاه مرقد حضرت زهرا (عليها السلام)

مرجع عظيم الشأن مرحوم آيت الله العظمى مرعشى (رحمه الله) فرمود: پدرم مرحوم آيت‏الله علامه سيد محمود مرعشى (رحمه الله) كه در نجف اشرف مى‏زيست، بسيار علاقمند بود كه به طرقى، محل قبر شريف جده‏اش حضرت زهرا (عليه السلام) را بيابد، براى اين مقصود، ختم مجروبى (يعنى يكى از دعاهايى كه استجابت آن به تجربه رسيده كه با تكرار آن با حضور قلب و خلوص و شرايط ديگر، موجب رسيدن به مقصود است) انتخاب نمود، چهل شب به آن مداومت كرد، تا شايد از طريقى به محل مرقد شريف حضرت زهرا (عليها السلام) آگاه گردد.

شب چهلم بعد از آنجا ختم و توسل فراوان، به تستر خوا رفت، در علم خواب به محضر امام باقر (عليه السلام) (يا امام صادق) رسيد، امام به او فرمود:

عليك بكريمه اهل البيت به دامن كريمه اهل بيت (عليه السلام) چنگ بزن.

ايشان تصور كرد منظور امام (عليه السلام) از اين جمله، حضرت زهرا (عليه السلام) است، عرض كرد: آرى قربانت گردم، من نيز ختم را براى همين گرفتم كه محل شريف قبر آن حضرت را دقيق‏تر بدانم و زيارتش كنم.

امام (عليه السلام) فرمود: منظور من قبر شريف حضرت معصومه (عليها السلام) در قم است. سپس افزود: به خاطر مصالحى، خداوند اراده نموده كه قبر حضرت زهرا (عليه السلام) براى هميشه براى همگان مخفى باشد، از اين رو قبر حضرت معصومه (عليها السلام) را تجليگاه قبر شريف حضرت زهرا (عليها السلام) قرا داده است، اگر قرار بود قبر حضرت آشكار باشد همان شكوه و عظمت مرقد حضرت زهرا (عليه السلام) را خداوند براى قبر حضرت معصومه (عليها السلام) قرار داده است.

مرحوم آيه الله سيد محمود مرعشى، وقتى كه از خواب برخاست، تصميم گرفت كه به قصد زيارت حضرت معصومه (عليها السلام) به قم مهاجرت كند. او بى درنگ با همه اعضاى خانواده‏اش از نجف اشرف، عازم قم شد و به زيارت مرقد مطهر حضرت معصومه (عليها السلام) پرداخت.(200)

آن مرحوم، سرانجام به نجف بازگشت و در سال 1338 هجرى قمرى در آنجا درگذشت، ولى فرزند برومندش آيه الله العظمى سيد شهاب الدين نجفى مرعشى به قم آمد و در جوار مرقد مطهر حضرت معصومه (عليها السلام) مى‏زيست تا اينكه پس از 66 سال درس و بحث و خدمات فقهى، فرهنگى، سياسى و اجتماعى بسيار، در هشتم صفر سال 1411 هجرى قمرى (مطابق با 17 شهريور 1369 شمسى) در سن 96 سالگى در قم به ملكوت اعلى پيوست، مرقد شريفش در جنب كتابخانه عظيم و بى‏نظيرش، در قم خيابان آيه الله مرعشى (ارم سابق) قرار گرفته است.

اين فراز عجيب و استثنايى نيز بيانگر ورق ديگر از مقام با عظمت حضرت معصومه (عليها السلام) است كه گويى آينه تمام نماى وجود مبارك جده‏اش حضرت زهرا (عليه السلام) است، كه مرقدش در اين روياى صادقانه همچون مرقد حضرت زهرا (عليه السلام) داراى همان شكوه و جلال معنوى شده است:

با توجه به اينكه مرجع تقليدى اين رويا را از پدر مجتهدش نقل مى‏كند، و خواب ديدن امام معصوم (عليه السلام)، دليل بر صدق خواب است.

7- زيارتنامه مخصوص

يكى از شواهد عظمت استثنايى حضرت معصومه (عليها السلام)، زيارتنامه‏اى است كه به خصوص، حضرت رضا (عليه السلام) در شأن او صادر فرموده است، زيرا بعد از فاطمه زهرا (عليها السلام) تنها زيارتى كه از امام معصوم (عليه السلام) براى او نقل شده زيارت حضرت معصومه (عليها السلام) است، حضرت زينب (عليها السلام) با آن همه مقام و منزلت زيارت مخصوص - نقل شده - از معصوم ندار و همچنين بانوان ارجمند ديگر از خاندان عصمت و طهارت.

علامه مجلسى (رحمه الله) از بعضى از كتب زيارت، از على بن ابراهيم، و او از پدرش، و از او از سعد اشعرى قمى نقل مى‏كند كه گفت در محضر امام رضا (عليه السلام) بودم، به من فرمود: اى سعد از براى ما در نزد شما (در قم) قبرى وجود دارد: سعد عرض كرد: قربانت گردم آيا مقصود شما قبر فاطمه دختر موسى بن جعفر (عليه السلام) است. امام رضا (عليه السلام) فرمود:

نعم من زارها عارفا بحقها فله الجنه؛ آرى كسى كه با معرفت به شأن او، او را زيارت كند، بهشت براى او است.

سپس حضرت رضا (عليه السلام) چگونگى زيارت مرقد مطهر حضرت معصومه (عليها السلام) را براى سعد، چنين بيان كرد، وقتى كنار قبرش رفتى در نزد بالاى سر آن حضرت رو به قبله بايست و 34 مرتبه الله اكبر و 33 بار سبحان الله و 33 بار الحمدلله بگو، آنگاه بگو:

السلام على آدم صفوه الله تا آخر زيارت‏(201)

از ويژگى‏هاى اين زيارت اين است كه مطابق دستور حضرت رضا (عليه السلام) در آغاز آن 34 بار تكبير و 33 بار تسبيح و 33 بار حمد گفته شود، چنين دستورى در مورد زيارت‏هاى ديگر ديده نشده.

آرى اين سرآغاز توحيدى، براى آن است كه زائر هنگام زيارت آن خاتون ارجمند دو سرا، با توجه و حضور قلب، و توحيد و تنزيه و شكر خدا وارد گردد، و با اين حالت ملكوتى با حضرت معصومه (عليها السلام) ارتباط برقرار نمايد، كه چنين حالتى، عالى‏ترين حال بنده خدا در برابر عظمت مقام اولياى خدا است تا با روحى پاك و قلبى صاف و دور از شوائب و آلودگى‏ها به زيارت بپردازد و نتيجه خوب بگيرد.

8- القاب پيام آور

در مورد حضرت معصومه (عليها السلام) دو زيارتنامه نقل شده، يكى همان زيارتنامه معروف است، كه علامه مجلسى آن را از حضرت رضا (عليه السلام) نقل نموده است.(202)

ديگرى زيارتنامه‏اى است كه صاحب كتاب انوار المشعشعين (شيخ محمد على بن حسين كاتوزان، در همين كتاب، جلد 1، چاپ سنگى)(203)

نقل كرده است ، در فرازى از اين زيارتنامه، خطاب به حضرت معصومه (عليها السلام) چنين مى‏خوانيم:

السلام عليك ايتها الطاهره الحميده البره الرشيده، التقيه النقيه الرضيه المرضيه؛

سلام بر تو اى پاك سرشت و پاك روش، اى ستوده، اى نيكوكار، اى بانوى رشد يافته و پاك و پاكيزه‏اى بانوى شايسته و پسنديده.(204)

در اين فراز به هشت لقب از القاب حضرت معصومه (عليها السلام) تصريح شده كه هر كدام پيام آور يكى از ابعاد ارزش‏هاى والادى زندگى درخشان او است.


previos pagenext page