![]() | حضرت معصومه سلام الله علیها فاطمه دوم - محمد محمدی اشتهاردی | ![]() |
يكى از فضايل حضرت زهرا (عليها السلام) اين است كه پيامبر (صلى الله و عليه و آله و سلم)در موارد متعدد، در شأن او فرمود:
فداها ابوها؛ پدرش به فدايش باد.(192)
اين تعبير بيانگر اوج مقام ارجمند حضرت زهرا (عليها السلام) است كه پيامبر اكرم (صلى الله و عليه و آله و سلم)در شأن او گفته است.
در مورد حضرت معصومه (عليها السلام) نيز نظير اين مطلب از پدرش امام كاظم (عليه السلام) روايت شده، در اين راستا به ماجراى جالب زير توجه كنيد:
مرحوم آيتالله مستنبط (داماد اول آيتالله العظمى سيد ابوالقاسم خويى) از كتاب كشف الئانى كه نسخه خطى آن در كتابخانه شوشترىهاى نجف اشرف موجود است، و تأليف دانشمند محقق صالح بن عرندس دانشمند قرن نهم هجرى مىباشد، چنين نقل مىكند:
عصر امام كاظم (عليه السلام) بود، روزى جمعى از شيعيان براى دريافت پاسخ از سوالهاى خود، به مدينه وارد شدند تا به محضر امام كاظم (عليه السلام) برسند، آن حضرت در مسافرت بود، نظر به اينكه آنها ناگريز به مراجعت بودند، پرسشهاى خود را نوشتند و به افراد خانواده امام كاظم (عليه السلام) تحويل دادند تا در سفر بعد، به آن نائل شوند، مدتى بعد هنگام خدا حافظى، ديدند حضرت معصومه (عليها السلام) پاسخ پرسشهاى آنها را نوشته و آماده كرده است، آنها شادمان شدند و آن پاسخها را دريافت كردند و به سوى وطن رهسپار شدند، در مسير راه به امام كاظم (عليه السلام) برخورد نمودند، و ماجرا را به عرض آن حضرت رساندند، امام كاظم (عليه السلام) آن نوشته را از آنها طلبيد و مطالعه كرد، پاسخهاى حضرت معصومه (عليها السلام) را درست يافت، سه بار فرمود:
فداها ابوها؛ پدرش به فدايش باد.
با اينكه حضرت معصومه (عليها السلام) در آن هنگام خردسال بود، اين ماجراى جالب نيز، ما را به عظمت ويژه حضرت معصومه (عليها السلام) از نظر علم و معرفت آشنا مىكند، و در جاى خود بىنظير و استثنايى است.(193)
سيره حضرت معصومه (عليها السلام) در تاريخ گم شده است، علت آن خفقان شديد آن عصر، و ترس از نگارش زندگى اهل بيت (عليهم السلام) بوده است، در عين حال مىتوان بعضى از مطالب را از آنچه به جا مانده شرح داد.
از ويژگىهاى حضرت معصومه (عليها السلام) اين بود كه به علوم اسلامى و آل محمد (صلى الله و عليه و آله و سلم)آگاهى داشت، و آن را براى ديگران و آيندگان، نقل مىكرد، و از راويان و محدثان به شمار مىآمد، چنان كه روايت قبل بيانگر اين مطلب است اين رو امام كاظم (عليه السلام) فرمود: پدرش به فدايش باد، در حدى كه وجود شريفش حجت و امين پدرش امام كاظم (عليه السلام) بود، چنان كه در فرازى از زيارتنامه غير معروفه او آمده:
السلام عليك يا فاطمه بنت موسى بن جعفر و حجه و امينه
سلام بر تو اى فاطمه دختر موسى بن جعفر (عليه السلام)، و حجت و امين موسى بن جعفر.(194)
بنابراين حضرت معصومه (عليها السلام) حجت و امانت دار پدرش اما كاظم (عليه السلام) بود، كه در اين صورت، حجت و امين خدا و حجت و نشانه اسلام و حافظ امانت الهى بود.
گرچه روايات آن حضرت به دست ما نرسيده، ولى اندكى از آن روايات را كه دست ما رسيده در اينجا مىآوريم:
1- در كتاب ارزشمند الغدير، به نقل از كتب متعدد اهل تسنن، حديث غدير و حديث منزلت از آن بانوى بزرگوار نقل شده است، به اين ترتيب:
... حدثتنا فاطمه و زينب و ام كلثوم بنات موسى بن جعفر، قلن حدثتنا فاطمه بنت جعفر بن محمد الصادق، حديثتنى فاطمه بنت محمد بن على، حدثتنى فاطمه بنت على بن الحسين، حديثتنى فاطمه و سكنيه ابنتا الحسين بن على، عن امكلثوم بنت فاطمه بنت النبى، عن فاطمه بيت رسول الله و رضى عنها قالت:
انسيتم قول رسول الله (صلى الله و عليه و آله و سلم)يوم غدير خم من كنت مولاه فعلى مولاه و قوله (صلى الله و عليه و آله و سلم)انت منى بمزله هارون من موسى (عليه السلام)؛
دختران امام كاظم (عليه السلام) فاطمه (معصومه) و زينب و ام كلثوم گفتند: روايت كرد ما را فاطمه دختر امام صادق (عليه السلام)، او گفت: روايت كرد مرا فاطمه دختر امام باقر (عليه السلام) و او گفت: روايت كرد مرا فاطمه دختر امام سجاد، و او گفت: روايت كردند مرا فاطمه و سكينه دختران امام حسين (عليه السلام) و آنها گفتند: روايت كرد ما را ام كلثوم دختر فاطمه زهرا (عليها السلام) دختر پيامبر (ص)، و او از مادرش فاطمه زهرا دختر گرامى پيامبر (ص)، روايت كرده كه آن بانو در برابر غاصبين خلافت على (عليه السلام) فرمود:
آيا فراموش كرديد سخن رسول خدا (صلى الله و عليه و آله و سلم)در روز عيد غدير خم را كه فرمود: هر كس كه من مولا و رهبر او هستم، پس على (عليه السلام) مولا و رهبر اوست؟ و نيز به على (عليه السلام) فرمود: نسبت تو به من همانند نسبت هارون به موسى (عليه السلام) است.(195)
2- حضرت معصومه (عليها السلام) به همان سند روايت بالا، از حضرت زهرا (عليه السلام) نقل مىكند كه فرمود: از رسول خدا (صلى الله و عليه و آله و سلم)شنيدم فرمود: هنگامى كه به معراج رفتم، وارد بهشت شدم، در آنجا قصرى از در سفيد ميان خالى ديدم، كه در آن قصر، به در و ياقوت آراسته شده بود، و بر آن در، پردهاى آويخته بود، سرم را به سوى آن بلند كردم، ديدم بر روى آن در چنين نوشته شده است:
لا اله الا الله، محمدا رسول الله، على ولى القوم؛
خدايى جز خداى يكتا نيست، محمد رسول خداست، على رهبر قوم است.
و به آن پرده نگاه كردم ديدم در آن چنين ننوشته شده است:
بخ بخ من مثل شيعه على؟
به به! چه كسى همانند شيعه على (عليه السلام) (داراى مقامات عالى) است؟
وارد آن قصر شدم، در ميان آن، قصرى از عقيق سرخ ميان خالى ديدم، داراى درى از نقره، آرسته به زبرجد سبر بود، و بر آن در، پردهاى آويخته بود، سرم را بلند كردم، ديدم بر روى آن در چنين نوشته شده:
محمد رسول الله، على وصى المصطفى؛
محمد رسول خدا است، على وصى مصطفى است.
سپس در آن پرده ديدم چنين نوشته بود:
بشر شيعه على بطيب المولد
شيعه على را مژده بده كه پاكزاد است.
در ميان آن قصر رفتم، ديدم قصر ديگرى از زمرد سبز ميان خالى است كه زيباترين از آن نديده بودم، داراى درى از ياقوت سرخ، آراسته به در بود، پردهاى بر آن آويخته بود، سرم را بلند كردم و ديدم روى آن پرده چنين نوشته شده است:
شيعه على هم الفائرون
شيعيان على (عليه السلام) كسانى هستند كه رستگار مىباشند.
به جبرئيل گفتم: حبيبم جبرئيل، اين قصر از آن كيست؟ گفت: اين قصر از آن پسر عمو وصى تو على بن ابيطالب (عليه السلام) است، همه مردم در روز قيامت پابرهنه و عريان محشور مىشوند جز شيعيان على (عليه السلام)، در آن روز مردم به نامهاى ما در نشان خوانده شوند، جز شيعه على (عليه السلام) كه به نامهاى پدرانشان خوانده مىشوند، گفتم: اى حبيبم جبرئيل! منظور از اين سخن چيست؟ گفت:
لانهم احلوا عليا فطاب مولدهم
زيرا شيعيان، على (عليه السلام) در دوست داشتند از اين رو پاكزاده شدند.(196)
3- حضرت معصومه (عليها السلام) با چند واسطه از صفيه عمه رسول خدا نقل مىكند: وقتى كه امام حسين (عليه السلام) چشم به جهان گشود، رسول خدا (صلى الله و عليه و آله و سلم)به من فرمود: اى عمه! فرزندم را نزد من بياور، عرض كردم: هنوز او را پاكيزه نكردهام، فرمود: اى عمه آيا تو مىخواهى او را پاكيزه كنى؟ همانا خداوند متعال او را پاك و پاكيزه نموده است.(197)
4- حضرت معصومه (عليها السلام) وقتى كه در ساوه بيمار شد، فرمود: مرا به قم ببريد، زيرا از پدرم شنيدم كه فرمود: قم مركز شيعيان ما مىباشد(198)
5- در كتاب اللولو الثمينه فى الاثار المعنعنه المرويه (كه در سال 1306 هجرى قمرى در مصر چاپ شده) چنين روايت شده:
... عن فاطمه بنت موسى بن جعفر، عن فاطمه بنت الصادق جعفر بن محمد، عن فاطمه بنت الباقر محمد بن على، عن فاطمه بنت السجاد على بن الحسين زين العابدين، عن فاطمه بنت ابى عبدالله الحسين، عن زينب بنت اميرالمؤمنين، عن فاطمه بنت رسول الله (ص)، قالت قال رسول الله: الا من مات على حب آل محمد مات شهيدا
فاطمه (معصومه) دختر امام كاظم، و او از فاطمه دختر امام صادق و او از فاطمه دختر امام باقر، و او از فاطمه دختر امام سجاد، و او از فاطمه دختر امام حسين، و او از زينب دختر على، و او از فاطمه زهرا دختر رسول خدا (صلى الله و عليه و آله و سلم)روايت كرد كه رسول خدا فرمود: آگاه باشيد كسى كه با حب آل محمد از دنيا رفت، شهيد از دنيا رفت، شهيد از دنيا رفته است.(199)
توجه به مضمون اين پنج روايت بيانگر آن است كه حضرت معصومه (عليها السلام) با پيامهاى خود حقانيت تشيع را ابلاغ مىكند، و نسبت به شيعيان على (عليه السلام) ابراز علاقه مىنمايد، و پاداشهاى آنها را بيان مىكند تا آنها را در راستاى آرمانهاى مقدس تشيع، استوار باشند.
6- حرم حضرت معصومه (عليها السلام) تجليگاه مرقد حضرت زهرا (عليها السلام)
مرجع عظيم الشأن مرحوم آيت الله العظمى مرعشى (رحمه الله) فرمود: پدرم مرحوم آيتالله علامه سيد محمود مرعشى (رحمه الله) كه در نجف اشرف مىزيست، بسيار علاقمند بود كه به طرقى، محل قبر شريف جدهاش حضرت زهرا (عليه السلام) را بيابد، براى اين مقصود، ختم مجروبى (يعنى يكى از دعاهايى كه استجابت آن به تجربه رسيده كه با تكرار آن با حضور قلب و خلوص و شرايط ديگر، موجب رسيدن به مقصود است) انتخاب نمود، چهل شب به آن مداومت كرد، تا شايد از طريقى به محل مرقد شريف حضرت زهرا (عليها السلام) آگاه گردد.
شب چهلم بعد از آنجا ختم و توسل فراوان، به تستر خوا رفت، در علم خواب به محضر امام باقر (عليه السلام) (يا امام صادق) رسيد، امام به او فرمود:
عليك بكريمه اهل البيت به دامن كريمه اهل بيت (عليه السلام) چنگ بزن.
ايشان تصور كرد منظور امام (عليه السلام) از اين جمله، حضرت زهرا (عليه السلام) است، عرض كرد: آرى قربانت گردم، من نيز ختم را براى همين گرفتم كه محل شريف قبر آن حضرت را دقيقتر بدانم و زيارتش كنم.
امام (عليه السلام) فرمود: منظور من قبر شريف حضرت معصومه (عليها السلام) در قم است. سپس افزود: به خاطر مصالحى، خداوند اراده نموده كه قبر حضرت زهرا (عليه السلام) براى هميشه براى همگان مخفى باشد، از اين رو قبر حضرت معصومه (عليها السلام) را تجليگاه قبر شريف حضرت زهرا (عليها السلام) قرا داده است، اگر قرار بود قبر حضرت آشكار باشد همان شكوه و عظمت مرقد حضرت زهرا (عليه السلام) را خداوند براى قبر حضرت معصومه (عليها السلام) قرار داده است.
مرحوم آيه الله سيد محمود مرعشى، وقتى كه از خواب برخاست، تصميم گرفت كه به قصد زيارت حضرت معصومه (عليها السلام) به قم مهاجرت كند. او بى درنگ با همه اعضاى خانوادهاش از نجف اشرف، عازم قم شد و به زيارت مرقد مطهر حضرت معصومه (عليها السلام) پرداخت.(200)
آن مرحوم، سرانجام به نجف بازگشت و در سال 1338 هجرى قمرى در آنجا درگذشت، ولى فرزند برومندش آيه الله العظمى سيد شهاب الدين نجفى مرعشى به قم آمد و در جوار مرقد مطهر حضرت معصومه (عليها السلام) مىزيست تا اينكه پس از 66 سال درس و بحث و خدمات فقهى، فرهنگى، سياسى و اجتماعى بسيار، در هشتم صفر سال 1411 هجرى قمرى (مطابق با 17 شهريور 1369 شمسى) در سن 96 سالگى در قم به ملكوت اعلى پيوست، مرقد شريفش در جنب كتابخانه عظيم و بىنظيرش، در قم خيابان آيه الله مرعشى (ارم سابق) قرار گرفته است.
اين فراز عجيب و استثنايى نيز بيانگر ورق ديگر از مقام با عظمت حضرت معصومه (عليها السلام) است كه گويى آينه تمام نماى وجود مبارك جدهاش حضرت زهرا (عليه السلام) است، كه مرقدش در اين روياى صادقانه همچون مرقد حضرت زهرا (عليه السلام) داراى همان شكوه و جلال معنوى شده است:
با توجه به اينكه مرجع تقليدى اين رويا را از پدر مجتهدش نقل مىكند، و خواب ديدن امام معصوم (عليه السلام)، دليل بر صدق خواب است.
يكى از شواهد عظمت استثنايى حضرت معصومه (عليها السلام)، زيارتنامهاى است كه به خصوص، حضرت رضا (عليه السلام) در شأن او صادر فرموده است، زيرا بعد از فاطمه زهرا (عليها السلام) تنها زيارتى كه از امام معصوم (عليه السلام) براى او نقل شده زيارت حضرت معصومه (عليها السلام) است، حضرت زينب (عليها السلام) با آن همه مقام و منزلت زيارت مخصوص - نقل شده - از معصوم ندار و همچنين بانوان ارجمند ديگر از خاندان عصمت و طهارت.
علامه مجلسى (رحمه الله) از بعضى از كتب زيارت، از على بن ابراهيم، و او از پدرش، و از او از سعد اشعرى قمى نقل مىكند كه گفت در محضر امام رضا (عليه السلام) بودم، به من فرمود: اى سعد از براى ما در نزد شما (در قم) قبرى وجود دارد: سعد عرض كرد: قربانت گردم آيا مقصود شما قبر فاطمه دختر موسى بن جعفر (عليه السلام) است. امام رضا (عليه السلام) فرمود:
نعم من زارها عارفا بحقها فله الجنه؛ آرى كسى كه با معرفت به شأن او، او را زيارت كند، بهشت براى او است.
سپس حضرت رضا (عليه السلام) چگونگى زيارت مرقد مطهر حضرت معصومه (عليها السلام) را براى سعد، چنين بيان كرد، وقتى كنار قبرش رفتى در نزد بالاى سر آن حضرت رو به قبله بايست و 34 مرتبه الله اكبر و 33 بار سبحان الله و 33 بار الحمدلله بگو، آنگاه بگو:
السلام على آدم صفوه الله تا آخر زيارت(201)
از ويژگىهاى اين زيارت اين است كه مطابق دستور حضرت رضا (عليه السلام) در آغاز آن 34 بار تكبير و 33 بار تسبيح و 33 بار حمد گفته شود، چنين دستورى در مورد زيارتهاى ديگر ديده نشده.
آرى اين سرآغاز توحيدى، براى آن است كه زائر هنگام زيارت آن خاتون ارجمند دو سرا، با توجه و حضور قلب، و توحيد و تنزيه و شكر خدا وارد گردد، و با اين حالت ملكوتى با حضرت معصومه (عليها السلام) ارتباط برقرار نمايد، كه چنين حالتى، عالىترين حال بنده خدا در برابر عظمت مقام اولياى خدا است تا با روحى پاك و قلبى صاف و دور از شوائب و آلودگىها به زيارت بپردازد و نتيجه خوب بگيرد.
در مورد حضرت معصومه (عليها السلام) دو زيارتنامه نقل شده، يكى همان زيارتنامه معروف است، كه علامه مجلسى آن را از حضرت رضا (عليه السلام) نقل نموده است.(202)
ديگرى زيارتنامهاى است كه صاحب كتاب انوار المشعشعين (شيخ محمد على بن حسين كاتوزان، در همين كتاب، جلد 1، چاپ سنگى)(203)
نقل كرده است ، در فرازى از اين زيارتنامه، خطاب به حضرت معصومه (عليها السلام) چنين مىخوانيم:
السلام عليك ايتها الطاهره الحميده البره الرشيده، التقيه النقيه الرضيه المرضيه؛
سلام بر تو اى پاك سرشت و پاك روش، اى ستوده، اى نيكوكار، اى بانوى رشد يافته و پاك و پاكيزهاى بانوى شايسته و پسنديده.(204)
در اين فراز به هشت لقب از القاب حضرت معصومه (عليها السلام) تصريح شده كه هر كدام پيام آور يكى از ابعاد ارزشهاى والادى زندگى درخشان او است.